بنیاد محقق طباطبایی مقالات علامه طباطبائی و نهج البلاغة
علامه طباطبائی و نهج البلاغة
غروب ستارها ها طلوع آنها را تداعی می كند.
دشت خونین شفق ، طلایه طلوع آفتاب و گستره ظهر پرفروغ را به یاد می آورد.
نخلهای بلند، كه در تاریكی شب همچنان بالنده و تناور ایستاده اند، نور و انرژی خورشید را ذخیره دارند.
و آن «برشیرین» پس از مرگ نخلها وامدار نخل به خاك افتاده است. كجا آن نخلهای بلند می میرند كه از شهدشان كام جان هزاران انگبین می گیرند، و كجا دفتر ایام توان فرسایش نخلستانی را دارد كه هر روز نهال تازه از آن می شكوفد و به بار می نشیند.
و چرا باغبان پیر بر مرگ نخلها اشك تحسّر بریزد، در حالی كه شاهد جوانه های نورسته و همیشه با طراوت آ ن است.
بگذار به جای استقبال از لشكر یأس و اشك ، به پیشباز كاروان اندیشه و دانش برویم كه گنجینه های ذیقیمت فرهنگ را هدیه می كنند ، و عطر و حلاوت جانبخش به ارمغان می آورند.
بگذار به جای دست به دست سودن و دریغ خوردن ، به استضائه و استخراج كان های پر بار برخیزیم، و آنچه ذخیره شده به عرضه و نشر آن بپردازیم و زایندگی و شكوفایی آنرا دامن همّت به كمر زنیم.
به هر حال یاد آن عالم جلیل و محقق متتبّع ، فقید مرحوم علامه سید عبدالعزیز طباطبائی رحمة الله عليه به هنگام سالگرد غروبش، موجی از تأثر را در دلها می لغزاند ، و از نظر عاطفی هاله یی از اندوه را سایه می زند.
ولی آثار بر جای مانده از آن عزیز ، نام و خاطره و آثار معنوی آن را زنده می دارد و یارانش را به ادامۀ راهش وا می دارد.
از میان تتبّعات و تحقیقات مرحوم طباطبائی، بخش مهمی مربوط به نسخ نهج البلاغه و شروح و ترجمه های آن است كه به حق در این زمینه می توان آخرین تتبّعات و تحقیقات را در آثار ایشان یافت.
آن روانشاد ، نه تنها به جمع آثار می پرداخت، بلكه در شناسایی و بررسی نیز استاد بود، نكته مهم در كارهای مرحوم طباطبائی این بود كه به نقل قولها بسنده نمی نمود، بلكه خود با كبر سن به مسافرتهای زیادی اقدام می كرد كه نسخه ها و صاحبان آن را از نزدیك مشاهده، و با آنها گفتگو نموده و اصل نسخه را ببیند و مشخصات آن را یادداشت نماید.
در این راستا مساله اخلاقی مهمی نیز قابل توجه است؛ تواضع و فروتنی راز بزرگ پیشرفت در علم و تحقیق است، ایشان حتی از شاگردان خود ابائی نداشت كه كتاب و نسخه ای را بگیرد و بپرسد، و باز درس دیگر از زندگی این عالم جلیل القدر قدرشناسی از كسانی است كه در راه تحقیق و تتبّع به ایشان كمك كرده بودند، لذا در آثار خود از آنان نام می برد، و صریحاً و بدون مسامحه از آنان با احترام یاد می كند و بدین ترتیب بر روی یكی از روشهای غلط بعضی خط بطلان می كشد، و از «سرقات شعریه» جدا پرهیز می كند.
همانطور كه می دانید بر نهج البلاغه شروح و ترجمه های زیادی به لغت مختلف نوشته اند، و این نكته همواره مورد نظر علماء و علاقمندان بوده است كه اولین شارح نهج البلاغه كیست؟ در این مورد شش نظریه وجود دارد كه بدانها اشاره می شود:
۱ـ «علي بن ناصر»، مؤلف «أعلام نهج البلاغة» معاصر علامه شریف رضی.
۲ـ «شریف مرتضی»، در شرح خطبۀ شقشقیه.
۳ـ «شریف رضی»، چون در خلال خطبه ها، خود بعضی از آنها را تفسیر كرده است.
۴ـ «قطب الدین راوندی»، مؤلف «منهاج البراعة».
۵ـ «ظهیر الدین بیهقی »، مؤلف «معارج نهج البلاغة».
۶ـ «امام وَبَری خوارزمی»، از اعلام قرن ششم.
مرحوم علامه طباطبائی با بیان جالب و مستدل خود، پنج نظریه را به ترتیب زیر رد می كند.
۱ـ علی بن ناصر، از اعلام قرن هفتم است زیرا در كتاب خود به نام «زبدة التاریخ» تاریخ وفات اتابك را ۶۲۲ می نویسد و خدا می داند پس از آن چه قدر زیسته است، پس نمی تواند معاصر مرحوم شریف رضی باشد.
۲ـ شریف مرتضی هم جزء اولین شارحان نهج البلاغة نیست ، ولو اینكه بعضی خطبه های نهج البلاغة را شرح كرده باشد ، زیرا ثابت نشده كه خطبه ها را از نهج البلاغة گرفته باشد، بلكه خود ایشان از نظر روایت طرق خاص و مستقلی دارد.
۳ـ شریف رضی را هم نمی توان اولین شارح نهج البلاغة معرفی كرد زیرا نهج البلاغة اسم كل این كتاب است با همه مطالب گرد آمده در آن.
۴ـ قطب راوندی در سال ۵۵۶ از شرح خود فارغ شده است، در حالی كه سید فضل الله راوندی، و امام وبری، و بیهقی، شروح خود را در حدود ۵۵۲ نوشته اند.
۵ـ امام وبری قبل از بیهقی بوده است، زیرا بیهقی در شرح خود از وبری مطالبی نقل می كند.
و در نتیجه نظریه ششم به صواب نزدیكتر است، یعنی «امام وبری ، احمد بن محمد الخوارزمی» همانطور كه قبلا اشاره شد، در مطبوعات معاصر اول كسی كه این نكته را اعلام كرده مرحوم محقق طباطبائی بود، ولی ایشان روی همان حسن اخلاق و جنبه های معنوی كه داشتند بالصّراحه اعلام می دارند كه اول كسی كه این مطلب را منعكس كرده است ابن یوسف حدائقی شیرازی می باشد.
ایشان اضافه می كند:
به نظر من اقدم شارحان و اول آنها سید فضل الله راوندی است زیرا می دانیم كه ایشان در آغاز جوانی برای تحصیل علم از كارشان به بغداد سفر كرده، و در آنجا نسخه اصلی نهج البلاغة را به خط مؤلف یافته، و از روی آن برای خود نسخه ای برداشته، و در ربیع الاول سال ۵۱۱ از نوشتن آن فارغ گردیده، آنگاه در تعليق و شرح و تفسیر آن اقدام نموده است، بنابراین اولین شارح نهج البلاغة كه بر امام وبری هم مقدم است، ایشان می باشد.
نویسنده: سید جمال الدین دین پرور
منبع: المحقق الطباطبائي في ذکراه السنویة الأولی، ج۳
دسته بندی مقاله: تراجم و رجال
ثبت نام در خبرنامه